423

چنددقیقه هست که همسرجان همراه پسرارفتن استخر من تنهام توی افکارم خلا پیش اومده قبل ازینکه برن داشتم فکر میکردم تو دوساعتی که نیستن چکارکنم :

با خواهرجان حسابی غیبت کنم 

لباس اتو کنم

برم دوش بگیرم

بخوابم

شام اماده کنم

وبگردی کنم

بازی کنم

قرانم رابخونم

لباس بشورم

اینهاهمه یکی یکی اومدن وخط خوردن الان تو این حالت بیفکری وخالی بودن نمیدونم ازدوساعت وقت صرفا مخصوص خودم چه استفاده ای کنم واقعا تنبل شدم شایدم عرفی نمیدونم یجور چرخه تکراری الان فقط اومدم تواین بلاگستان سوت وکور چرخی زدم یکی دوتا صفحه خوندم وخواستم حال این دقایقم راجایی مکتوب کنم

/ 1 نظر / 31 بازدید
من

گاهی هممون این شکلی میشیم [خنده]